به برج معرفت، گردون درخشان اخترى دارد
به جيب خود سپهر عشق تابان گوهرى دارد
به باغ وحى و بستان نبوت گلبنى باشد
كه آن گلبن هزاران باغ گل در هر پرى دارد
به بستان ولايت تازه سرو قامتى يابى
كه آن قامت چو غوغاى قيامت محشرى دارد
به چشم از كحل ادراك حقايق سرمهاى بينش
به گوش از گوشوار علم و ايمان گوهرى دارد
فلك زان حلقه گيسوى مشكين چنبرى گيرد
ملك زان نرگس شهلاى رضوان ساغرى دارد
از آن مشكين دو گيسو ليلة القدر آيتى باشد
و ز آن خندان لب لعل، آب حيوان مظهرى دارد
زمين هر محفل از اشراق رويش شاهدى بيند
فلك هر جانب از انوار حسنش اخترى دارد،
جحيم از قهر او بر دشمنانش شعله افزوزد
بهشت از لطف او بر دوستانش كوثرى دارد
وقارش بر قد و بالاى عصمت زيورى بندد
شكوهش بر سر از سلطان عزت افسرى دارد
به بر از اطلس زيباى جنت حلهاى ديبا
به سر از فاق لولاك نبوت معجرى دارد
در آفاق حقيقت اخترش را بهترين طالع
كه چون شاه ولايت شام وصلش همسرى دارد
سزد گر آفتاب و مه ز مهرش رخ بيفروزد،
كه در جيب فلك رفعت، شبير و شبرى دارد
امير دين از آن برج ولاى آسمان رفعت
به از مه، يازده تا بنده مهر انورى دارد
حسن خلق و حسين افسر على قدر و محمد فر
كه او چون شاه صادق ماه مذهب، جعفرى دارد
دگر موسى كاظم پس على فرزند دلبندش
كه در ملك رضا آن والى حق كشورى دارد
دگر سلطان تقوى خسرو يكتا تقى ديگر
نقى پاك جان، آن كو حسن فر عسكرى دارد
دگر غوث زمان قطب جهان آن معنى قرآن،
امام انس و جان قائم ولى داورى دارد،
بلى دخت پيمبر طهر اطهر شافع محشر
به طالع يازده رخشنده ماه و اخترى دارد
ز غوغاى قيامت كى هراسد شيعه پاكش
كه چونان عصمت كبرى شفيع محشرى دارد
عجب نبود الهى را گرايمن باشد از دوزخ
كه از مهرش دلى روشن چو مهر خاورى دارد
تغییر و تحول قانون ثابت ولایتغیر جهان هستی است. همه چیز در حال تغییر و دگرگونی است؛ آن چه که تغییر ناپذیر است، خود تغییر است. حکایت تغییر و تحول حکایت همیشگی زندگی انسانهاست. امواج تغییر و تحول در گستره زندگی امروزین ما هر لحظه جلوه ای خاص می یابد.
امروزه ثابت ماندن، تغییر نکردن و بهبود نیافتن مساوی مرگ است، حتی یک روز ما نباید بدون تغییر سپری شود. تحول و بهبود مسابقه ای بدون خط پایان است که دیر زمانی است شروع شده. ما نیز باید در این مسابقه با تمرينات بیشتر شرکت کنیم. همه خواهان تغییر و تحول اند ولی نه در خود بلکه در دیگران. نگاه تیزبین ما همیشه متوجه افراد و سازمانهای دیگر است. تغییر و تحول از طریق شانس و اقبال حاصل نمی شود بلکه به مدیریت صحیح بستگی دارد.
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند. قرآن کریم
اگرحاکم ومدیرجامعه،دراخلاق و رفتارش تحولی حاصل گردد، زمان دگرگون می شود.پیامبر اکرم
بزرگترین بیم بشر، بیم از تغییر است: مردم از افکار جدید، عادت های جدید، محیط جدید و روش جدید می ترسند. غافل از آن که اساس زندگی تغییر و تحول است و زندگی بدون آن قابل دوام نیست؛ تنها راه زندگی بهتر و طولانیتر، آمادگی شما برای قبول تغییر و عملی کردن تحول های بزرگ است. پس خودتان را عوض کنید. السلی رابینسون
مدیران بدانند، دگرگونی مثل مرک اجتناب ناپذیر است. ناشناس
با سه قدم زیر تغییرات پایدار پدید آورید:
قدم اول: معیارهای خود را بالا ببرید،
قدم دوم: عقاید زيان آور را تغییر دهید،
قدم سوم: شیوه معمول کار را عوض کنید. آنتونی رابینز
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست.ابوطالب کلیم
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه را باید شست. واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. سهراب سپهری
زندگی، پدیده ای ایستا نیست؛ تنها دو گروه نمی توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان، و مردگان گورستان.اورت دیرکسن
بزرگترین کشف نسلامروز این است که انسان می تواندباتغییرذهنیت خود،زندگی خودراتغییردهد.جیمز
ما ایستادگی را از طبیعت می آموزیم: رودی که از رفتن باز بایستد، بوی گند می گیرد.اندرو متیوس
تغییر آنگاه شروع می شود که فردی پله بعدی را ببیند.ویلیام درایتن
تغییر پذیر را تغییر ده، تغییر ناپذیر را بپذیر، و از آن چه غیر قابل قبول است فاصله گیر.دنیس واتیلیچیزی پایدار نمی ماندمگردگرگونی.هراکلیتوس دوستان ما منتظر نظرات پیشنهادات وسفارشاتتان هستیم متشکرم
تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم****************** شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
ای مسا فر غریب با تو آشنا شدم. با تو در همین مسیر
در کویر سوت وکور تا مرا صدا زدی دیدمت ولی چه دیر. دیدمت ولی چه دور
پیش از این ردم دنیا دلشان درد نداشت************************* خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت
یادمان باشد اگر خاطره هامان تنها شد*************************طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند************************** ا گوشه ی بامی که پریدیم. پریدیم
لطفا" نظراتون نرود ز یاد******************* تا مطالب ما کند باد
اخرین امید
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد ، او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد .
اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر میگذراند ، اما کسی نمی آمد ، سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیانبار محافظت کند و دارائی اندکش را در آن نگه دارد .
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود . متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده بود و همه چیز از دستش رفته بود . از شدت خشم و اندوه در جا خشکش زد و فریاد زد (( خدایا چطور راضی شدی با چنین کاری بکنی ؟ ))
صبح زود بعد با صدای بوق یک کشتی که به ساحل نزدیک میشد ، از خواب پرید ، کشتی ایی که آمده بود تا نجاتش دهد .
مرد خسته از نجات دهندگان پرسید : شما از کجافهمیدید من اینجا هستم ؟
آنها جواب دادند :(( ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم .))
وقتی اوضاع خراب میشود ، ناامید شدن آسان است .
پس به یاد داشته باش دفعه دیگر که کلبه ات سوخت و خاکستر شد ، ممکن است دودوهای برخواسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند .
اهورا شده ی قلب من !
برای تو می نويسم.برای تو که روزی آسمان دلت ابری بود.هروقت دلتنگ شدی سری به دفترچه خاطراتمان بزن.هنوز هم فرشته ها طرح لبخندت را روی ابرها نقاشی می کنند.کوچه ی بن بست ما منتظر است تا صدای قدم هايت را به گوش پنجره ی اتاقم برساند.به سويم بیـــا!من در جاده سر نوشت گم شده ام و در ظلمات جنگل نا اميدی پنهانم...با بقچه ی خاکستری خاطراتم راهی شهر رويايی خيال می شوم و از جاده پر از ابهام و ترديد می گذرم و به بهار می رسم.من بهار زندگيمان را در واژه های سبز يافته ام.پس بيا انديشه هايمان را عاشقانه پرواز دهيم به سمت فردايی که هرگز ميزبان تلخی ها نخواهد شد... متشکرم از نظراتون
آرامم
هم جنس نگاهت
هم رنگ دستهایت
گاه سرخ وگاه گاهی سبز...
مهم نیست که شانه هایت پوشالی ست و
آغوشت خیال...
دستهایت اینجاست
نگاهت...
صدایت...
خنده ات!
دیگرچه می خواهم
هیچ!
دستهایت را دردستهایم جاگذاشته ای!
نگاهت را درنگاهم،
وخیالت را درخیالم...
ومن،
آرامم!
آرامترازهمیشه...
|
| |||
|
|
|
To My Friends | |
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
If you should die اگر تو خواستی قبل از من بميری بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه . | ||
|
|
| ||
|
|
If you live to be a hundred, اگر می خوای صد سال زندگی کنی من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم. | ||
|
|
| ||
|
|
True friendship is دوستی واقعی مثل سلامتی هست ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم. | ||
|
|
| ||
|
|
A real friend
که تموم دنيا از پيشت رفتن. | ||
|
|
| ||
|
|
Don't جلوی من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت بيام. پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش. | ||
|
|
| ||
|
|
Friends are God's way of taking care of us. دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن. | ||
|
|
| ||
|
|
Friendship is one mind -- Mencius | ||
|
|
| ||
|
|
I'll lean on you and من به تو تکيه می کنم و تو به من و اونوقت همه چيزمون مرتبه. | ||
|
|
| ||
|
|
If all my friends were اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن، من با اونا عبور نخواهم کرد، بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا. | ||
|
|
| ||
|
|
Everyone hears هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه. ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن. اما بهترين دوستان حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون. | ||
|
|
| ||
|
|
My father always used پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ، اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ، اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی. | ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
Hold a true friend with both your hands.;
| ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
A friend is someone who knows يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی اونا رو واسه ات بخونه. | ||
|
|
|||
|
|
Pass this on to all of your FRIENDS,even if it means حتی اگر بايد اون رو واسه دوستی بفرستين که فايل رو ازش دريافت کردين. و اگه شما اين ايميل رو به تعداد زياد و از آدمای متفاوت دريافت کردين اين يعنی اينکه شما دوستای فراوونی دارين. دلسرد نشين ، چون شما می دونين که حداقل يه دوست خوب دارين. | ||
|
|
| ||

