تبليغاتX
•●(نامور)●•
•●(نامور)●•
۩۞۩ موسسه همه کاره۩۞۩
اس ام اس عشقولانه

سلام امروز چند تا اس ام اس براتون گذاشتم اگه نظرات بیشتر از ده تا شد از این به بعد بیشتر اس ام اس برای شما گلان میذارم


                                                                                                                                                                                    

                                                                                                                                                                                          

دنیا رو بد ساختن .. کسی را که دوست داری . تو را دوست نمی دارد .. کسی که تو را دوست دارد . تو دوستش نمی داری .. اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است

 

_________________
از ترکه می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع

_________________
یه روز یه رشتیه با یه ترکه با یه تهرانیه با یه امریکاییه با یه ابادانیه با یه اصفهانیه با یه مکزیکیه با من تصمیم گرفتیم بذاریمت سر کار

_________________
سلام ... من از اداره برق مزاحمتون می شم ... شما شاکی خصوصی دارین !!!! اخه برق چشماتون یه نفر رو کشته

_________________
دستت رو بکن تو موهات .. یه تارش رو بگیر دستت .. همونو به یک دنیا نمی دم

_________________
خرس ها با یک ظرف عسل خر می شن . اسب با چند حبه قند . طوطی با تخمه . سگ با استخوان . راستی تو هنوز موز دوست داری

_________________
الهی تو خورشید بشی و من زمین تا سالی یک بار من دور تو بگردم و سالی 365 روز تو دور من بگردی

_________________
چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم

_________________
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

_________________
دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم عاشق هم می شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شاید تو اب رودخانه بهم برسن

_________________
انان که خاک را به نظر کیمیا کنن .... باشد که گوشه چشمی به ما کنن

 

_________________
برو بالا

 

.

 

بالا تر

 

.

 

تو هنوز فرق بالا و ÷ایین رو نمی دونی ؟؟ تمرین کن فردا چپ و راست رو می پرسم

 

_________________

 

گر خدا كفيل رزق است غصه چرا

 

اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا

 

اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا

 

اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا

 

اگر قبر حق است ساختمانهاي مجلل چرا

 

اگر جهنم حق است اين همه ناحق چرا

 

اگر حساب حق است جمع مال چرا

 

اگر قيامتي هست خيانت چرا؟؟؟

 

_____________________________________________________
تا بعد بای بای

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/10/10ساعت 21:0 توسط alireza |

 

سلام این هم مطلب طنز برای کسانی که تقاضای طنز در وب کرده بودند وباید به این دوستان بگویم اگر دفتر*نیش خند را باز کنند با کلی جوک روبرو میشوند متشکرم نظر یادتون نرود

 

غروب شد و دلم به تاپ تاپ افتاد

Print E-mail
غروب شد و دلم به تاپ تاپ افتاد
دير نشم دوباره ، داد و بيداد

غروب شد و دلم به تاپ تاپ افتاد
دير نشم دوباره ، داد و بيداد
مانيکورم چرا تموم نمي شه
پيشش برم اينجوري ؟‌ روم نمي شه
خط چشم چرا نمي شه ميزون
آهاي خدا ! پريشونم پريشون
يکيش کلف اونيکيش هم کوتا شد
اَه – دوباره ابروها تابه تا شد
تا که تماس بگيره گوش به زنگم
صداش توگوشم بپيچه گشنگم
منم سريع برم به سمت تجريش
وجودمن شده يه پارچه آتيش
يادم مياد غروب روز اول
ديده بودم اونو کنار جدول
چراغ که قرمز شد من واستادم
آهنگ آرومي رو گوش مي دادم
يهو پريد رو شيشه ي ماتيزم
گفتم که شيشه تميزه عزيزم
الانه شستم همشو تو کارواش
ببين تميزه ! حتي زير اينجاش !!
ديددم که خيلي خوش تيپ و ملوسه
چيزي بهش نگم دلش مي پوشه
گفتم : که اسمت چيه ؟ گفت ؟ گولي
گفتم :‌چه اسم خوشگلي !گوگولي
گفتم بهش : چشا چقد قشنگه
گفتش :‌خانم قشنگي از پلنگه
گفتم : بهش موهاتونو ژل زدين
گفتش :‌نه جون تو زدم بتادين
گفتم :‌تو که حس چشات لطيفه
پس چرا لنگت اينقده کثيفه
گفتش بهم :‌جوابتون روشنه
لنگ من آئينه بخت منه
تو زندگيش هرکسي لنگي داره
از اين حموم هر کسي دنگي داره
تو اين ميون هرکسي که شريفه
مي بيني لنگ بختش هم کثيفه
قسم مي دم تورو به جون خودت
برو پي لنگ درون خودت
گفتم :‌ مگه من از تو دل مي کنم
گفتش : يعني لنگ درونت منم
گفتم : شريک زندگيم تو مي شي ؟
گفتش بهم : آره چرا نميشي
يه روزايي لنگ منم پاک بود
عاري از آلودگي خاک بود
تا که لگد يکدفه معشوق زد
خودروي غيبي به سرم بوق زد
« خيز ! به استارت خود خويش را
پاک بکن حومه تجريش را
فکر نکن اين عملي نيستي
چاره بکن چون هپلي نيستي »
بعد از آن راهي آن جا شدم
در پي پالايش فردا شدم
تا بزدايم ز بشر دوده را
پا ک کنم شيشه آلوده را
فکر نکن شيشه تو پاک هست
يک نمه بر شيشه تو خاک هست
آن نمه را پاک کند لنگ من
شيشه در آغوش کشد چون کفن
حال که پيغام بياورده ام
وزن کلام خود را عوض کرده ام
من هاج و واج از اين همه کرامات
در حدود نيم ساعتي شدم مات
گفتم بهش : شما چقد حاليته !
بيا بشين تو ، سر پا خيطه
ببين به ما اين آدما چه خيرن
يه وخ برادرا ما رو نگيرن
گفت که :‌ اگه مي خواي به من گوش کني
بايد برادرا رو فراموش کني
برادرا مث منو تو هستن
راه روابطو به ما نبستن
اونکه تو رابطه ش فروتن باشه
سنسور حسش مثه آهن باشه
خب ديگه اون يه جورايي موجه س
آخر کوچه هاش نمي شه بن بس
لنگ درونش پاره و چروک نيس
سقف هوا و هوسش کروک نيس
لنگ درونش مث شيرپاک کنه
عاليه هرکاري رو که مي کنه
بايد برم اينو فقط داشته باش
آدم تميز نميشه با يک کارواش
بايد که تو با روپوش ژاپني
هر روز روي کهنه تمرکز کني
اگه مي خواي که زندگي خوب بشي
بايد که کهنه روي دلت بهکشي
گفتم : تو که هي مي شوري شيشه رو
پاک مي کني با لنگت انديشه رو
اينو بدون قسم به جون بابام
سر چراغ بازم سراغت ميام
حالا دارم بازم مي رم سراغش
قربون اون چش و دل و دماغش
ميرم پيشش تا منو مشعوف کنه
بازم منو امر به معروف کنه 

+ نوشته شده در جمعه 1385/10/08ساعت 14:26 توسط alireza |
نیش خندی برای بازار علی

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/27ساعت 8:7 توسط alireza |
به نام خداوند قوري و قند Print E-mail
به نام خداوند قوري و قند
خداوند قهوه و فال چرند

خداوند چايي پررنگ و تلخ
خداوند كرمان و تهران و بلخ
خداوند ماه و خداوند مهر
خداوند insoploted سپهر
خداوند آنتن‌دهي موبايل
خداوند فولدر، خداوند فايل
خداوند بله سر ازدواج
خداوند گشنيز و بي بي و خاج
خداوند مؤمن زمان نماز
خداوند بنده به وقت نياز
خداوند داغي و گرماي صيف
خداوند اين شادي و شور و كيف
خداوند آف‌لاين و دي‌سي و لينك
خداوند فرمان و رادان و رينك
خداوند جوجه، خداي كباب
خداوند خرما و تنگ شراب
خداوند ايهام و ايجاز و متن
خداوند رگهاي ميترال و بطن
خداوند طاعون و سيل و وبا
خداوند صبح و نسيم صبا
خداوند خرج و خداوند دخل
خداوند شط و درختان نخل
خداي سلامت، خداي مرض
خداوند باسلوق و كشميش و گز
خداوند سرخي ماهي حوض
خداوند زردي، سياهي موز
خداوند پيكان و بنز و ژيان
خداوند آن دلبر خوش ميان
خداوند جيمز كوك، كريستف كلمب
خداوند بيني و انگشت، دمب
خداوند ماه و خداوند هور
كه كرده مرا خلقت از راه دور
خداوند اين و خداوند آن
خداوند واقف به چرخ زمان
به قدري كه دارم اطاله كلام
شدم سوي الفاظ و عرض سلام
سخن رشته از دست بنده ربود
فراموش كردم كه مشكل چه بود
براي خداوند طوطي و غاز
چرا من سرودم سرودي دراز؟
رسيدم ته شعر و شد ماستمال
از آن به كه باشد به شعرم ملال
زملت گرفتيم سوتي همي
دچارش شديم آخرم يه كمي
«چنين است رسم سراي درشت
گهي پشت به زين، گهي زين به پشت»

 

شاعر: آرمين سنقري

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/09/26ساعت 18:16 توسط alireza |

طرح چشمانت زمین محبت بود و من قانون جاذبه‌ات را روزی که سیب سرخ دلم افتاد فهمیدم


دوست دارم اشک تو باشم، بشینم گوشه چشمت، تا اگر افتادم بر زمین، ببوسم خاک پایت


به جرم اینکه خیلی ساده بودم به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حکم چشمانت ابد بود، برای مرگ هم آماده بودم


می‌گویند سه چیز زاده عشق نیست: جدایی، سفر، فراموشی، ولی آن زمان که تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم


مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن


نابينا به ماه گفت: دوستت دارم. ماه گفت: تو که منو نمي‌بيني، چطور ميگي دوستم داري؟ نابينا گفت: اگه مي‌ديدمت عاشق زيباييت مي‌شدم، حالا که نمي‌بينمت، عاشق خودت هستم


نظم عمومی وجودت را بر هم زدم! بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم! زندانی‌های دیگرت را فراری دادم! عاشق آشوب گر تو اینجاست! مرا به انفرادی قلبت بینداز!


عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق با زهر حقايق زيباست، عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست


آن کس که مي‌گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد، رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي‌رفت، صداي خش‌خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي‌کردم ميگويد: دوستت دارم


زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 

 

 

 sms های جدید | sms و off های جالب

 

بـــه نـــام خـــدا

 

پليس ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داری و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری که توی صندوق عقبند خفه ميشند


سعي كن هميشه مثل پالاز موكت باشي شخصيتت كوبيده نشه و همواره رنگ خودت رو حفظ كني


از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟


گرگه میره در خونه‌ی شنگول و منگول در میزنه میگه من مادرتونم. پی نوکیو میآد در رو باز میکنه میگه ببخشین از اینجا رفتن!


از مهندس عمران می پرسن نظرت درباره ی ساختمان بدن چیه ؟
میگه : نما کاریش عالیه حرف نداره
فقط یه عیب داره اونم این که پذیرایی و دستشویی با همه !!!


يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم


اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو
دوستش داری!


تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد


يه عده آخوند را داشتن ميبردن بهشت يهو يه سايپا پر از حيووناي جور وا جور تخت گاز از بهشت ميان بيرون يكي از آخوندها ميپرسه اينا ديگه چي بود. ميگن حضرت نوح بود كشتي شو فروخته سايپا خريده

يه حاجـــی داشته به اسمان نگاه مي کرده مي بينه ستاره ها چشمک ميزنند سرشو ميندازه پايين ميگه استغفرالله


یه روز يه مردي در اصفهان در يه خانه اي را ميزنه وآب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درست كرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست


بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه


مهم نيست با چه ماشيني مياي! مهم نيست با چه لباسي مياي فقط بيا و اين آشغال ها رو از دم خونه بردار


 لقمان را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: مگر خودتان خار و مادر ندارين!!! * * * لقمان را گفتند : ادب از که آموختي؟ گفت: بتو چه! فضول عوضي!!!




 

 

 شعر طنز!!! | جک و مطالب خنده دار

 

بـــه نـــام خـــدا

 

سهراب سپهري

هر كجا هستم، باشم به درك! من كه بايد بروم!

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... كار را بايد جست.

كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ... با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست!

سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو؟

چه كسي بود صدا كرد زورو؟




+ نوشته شده در یکشنبه 1385/09/26ساعت 8:17 توسط alireza |