
|
عید نوروز از جنبه دینی و اسلامی نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد . مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمودند : در این روز ( نوروز ) کشتی حضرت نوح بعد از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت . در گذشته رسم بر این بود که در روز نوروز مردمان به یکدیگر آب می پاشیدند و شادمانی می کردند . ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید : سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش ، پرواز دهد در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت : در این آسمان از برای من کاشانه ای است چند تخم در آن که امید من است . از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت چون این کرد پرستو برای قدردانی ، از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد . این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه ها رد و بدل کنند حدود بیست روز مانده به فرا رسیدن نوروز ، کم کم بوی بهار و عید در کوچه و بازار و خانه و کاشانه می پیچید و جنب و جوش عجیبی سراسر جان مردم را فرا می گرفت . مردم همگی آستین همت بالا زده و به غبار روبی خانه و کاشانه مشغول می شدند غبار حاصل از گذشت سالی و سیاهی زمستان را از چهره ارسی ها ، طاقچه ها ، خورشیدی ها و از روی در و دیوار تمامی قسمت های خانه ، مطبخ خانه ، مهتابی ها ، اطاق های سه دری و پنج دری ، اطاق های زاویه ، پستوها ، راهروها ، هشتی ها و خلاصه همه جا ، پاک می کردند پدر و مادرها به فکر تهیه رخت عید بچه ها بودند و بچه ها از شوق لباس های تازه و گرفتن عیدی بیقرار ، بازار نیز رنگ دیگری به خود می گرفت و سر و صدای بسیار از سراسر بازار به گوش می رسید . از جلمه کاسبانی که از همه بیشتر سرشان شلوغ می شد کلاه دوزها ، بزازها ، رزازها و کفاش ها بودند در روزهای نزدیک عید ، عده ای به منظور کسب و شادکردن مردم ، با نام حاجی فیروز در کوچه و خیابان ها به راه می افتادند این افراد با چهره هایی که آن را سیاه کرده بودند و لباس های رنگارنگ بر تن و کلاهی به سر و به همراه داریه زنگی که در دست داشتند و نواختن آهنگ های خود اشعاری را نیز می خواندند که موجبات شادی مردم را فراهم می آورد . با انجام این کارها به در دکان ها و جلوی مردم رفته و بابت شادکردن آنها پولی دریافت می کردند از جمله اشعاری که حاجی فیروزها می خواندند این دو سه بیت از محبوبیت بیشتری برخوردار بود . حاجی فیروزه ، بله سالی به روز ، بله ارباب خودم سلام و علیکم ارباب خودم سرتو بالا کن ارباب خودم اخماتو واکن ارباب خودم بزبز قندی ارباب خودم چرا نمی خندی حاجی فیروزه بله سالی یه روزه بله به هنگام تحویل سال همه اعضای خانواده جامه های تازه خود را پوشیده و دور سفره هفت سین گرد می آیند . پدر بزرگ و مادربزرگ در بالای سفره و پس از آنها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره می نشینند . عقیده بر این است که به هنگام تخویل سال همگی باید به آینه نگاه کنند و پس از آن بزرگترین فرد خانواده قرآن را برداشته و اندکی از آن را می خواند . قبل از تحویل سال همه اعضای خانواده دعای تحویل سال را بارها زیر لب زمزمه می کنند : یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال . از دیگر عقاید این است که آینه ای را به صورت خوابیده در سفره قرار داده و تخم مرغی را روی آن قرار می دهند و می گویند که به هنگام تحویل سال این تخم مرغ تکان می خورد . این عقیده از آنجا سرچشمه می گیرد که قدما می گفته اند کره زمین بر روی شاخ گاوی قرار گرفته است و هر گاه که گاو خسته می شود کره زمین را از یک شاخش به سمت دیگر پرتاب می کند و این مواقع همان زمان تحویل سال است هنگام تحویل سال توپی شلیک می شد که از صدای آن همه متوجه تحویل سال نو می شندند که از صدای آن همه متوجه سال نو می شدند و آنگاه همگی به روبوسی مشغول شده و فرا رسیدن سال جدید را به یکدیگر تبریک می گفتند و پس از آنکه بزرگترها عیدی های کوچکترها را که معمولاٌ سکه و یا اسکناس بوده است از لای قرآن کریم درآورده و به آنها می دادند . پس از آن ، بسته به هنگام تحویل سال که اگر روز باشد فوراٌ افراد کوچکتر فامیل به دیدن بزرگترها رهسپار می شوند و معمولاٌ ناهار یا شام روز اول عید را در منازل بزرگان خویش صرف می کنند باز این عقیده حکمفرماست که در روز اول عید باید رشته پلو خورد تا به این وسیله در سال جدید سر رشته کارها دستشان آمده و تا پایان سال از دستشان خارج نشود . قبل از فرا رسیدن نوروز یکی از اعمالی که کمابیش در گوشه و کنار انجام می شد مراسم سمنو پزان بود پختن سمنو با آداب خاصی انجام می شد و این سمنو پزان نه تنها قصدی بود برای درست کردن یکی از اجزای سفره هفت سین ، بلکه نذری بود برای برآورده شدن حاجات همچنین گذشتگان بر این عقیده بوده اند که سمنو توان و نیروی مرد خانه است و اگر به هنگام نوروز در خانه ای درست نشود . در سال جدید مرد خانه خواهد مرد نذری ها برای برآورده شدن نیازها و دست حاجتی به سوی خدا و معصومین و امامزاده ها بود . هر نوع نذری معمولاٌ به یک موضوع اختصاص داشت . مثلاٌ پختن شله زرد اختصاص به امام حسن (ع) ، آش شله قلمکار ویژه امام زین العابدین (ع) و سمنو نیز به فاطمه زهرا (س) اختصاص داشت . به عنوان مثال ، زنی برای بچه دار شدن و یا مادری برای گشایش بخت دخترش ممکن بود که چنین نذرهایی بکند نذر کنندگان هنگام خواستن حاجت خود چند سالی را مشخص و نیت می کنند که در صورت برآورد شدن خواهششان این چند سال را اقدام به پختن غذای مورد نظر بنمایند و گاهی هم زنان پیش از آنکه آرزویشان برآورده شود نذر خود را انجام می دادند عده ای از زنان که به خاطر دلایلی امکان پختن سمنو را نداشتند نذر می کردند که در پختن سمنوی کس دیگری که اقدام به این کار می کند شریک شوند و با او مساعدت کنند به عنوان نمونه نذر می کردند که بادام یا گندم سمنوی فلان خانم را تأمین نماید و برای صاحب سمنو پیغام می فرستادند که نذر ما فلان چیز است پس به هنگام پختن سمنو ما را هم خبر کنید . چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جداشدنی نوروز به حساب می آمده است معمولاٌ ساعتی به تحویل سال مانده ، ترتیب چیدن سفره هفت سین داده می شود . سفره هفت سین سفره ای است که در آن هفت نوع خوردنی که اول اسم آنها با سین شروع می شود در آن چیده می شود و علاوه بر آنها چیزه های دیگری نیز وجود دارد که بر سفره به نیات گوناگون گذشته می شود که از نعمت های خوردنی خداوند به شمار می آید از آن جمله : سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو ، سبزی ، سرکه و برای تبرک یک سکه صاحب الزمان ، همچنین اشیاء دیگری نیز علاوه بر خوردنی ها بر سر سفره نهاده می شود مانند : آینه شمعدان ، شمع ، قرآن کریم ، ماهی قرمز ، سبزه ، تخم مرغ رنگ کرده ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی . یکی از مراسم و آداب مردم تهران قدیم ، پختن و توزیع انواع نذری ها میان اهل محل بود این نذرها عبارت بودند از پلو خورش ، شله زرد ، آش شله قلمکار ، حلوا به اضافه شربت و سایر مخلفات ، نذری پلو عبارت بود از پلوی ساده که گوشت و ادویه خورشت آن می گردید و وقتی آماده می شد تقسیم آن یا به وسیله قابلمه با بادیهای مسی بود و یا اینکه وقتی فقرا به در خانه نذری پز می آمدند پلو را در یک نان سنگک ریخته به دست طرف می دادند . عده ای هم بودند که علاوه بر اینها آش شله قلمکار و یا آش رشته و شله زرد نذر می کردند و بعضی هم بودند که فقط نان و ماست نذری آنان بود . بعضی از خانواده ها سمنو نذر می کردند و طرز پخت آن عبارت بود از مقداری گندم سبز شده که مقداری آرد به آن اضافه کرده و بعد فندق و بادام و گردوی پوست دار در آن می ریختند . نکته قابل ذکر این است که جماعتی از مردم تهران قدیم بودند که قبل از پختن نذری یک دیگ بزرگ در حالی که سینی بزرگی بر روی آن قرار داده بودند در جلوی خانه خود می گذاشتند تا هر کسی که میل دارد برای کمک به پختن آش نذری پولی به سوی سینی بیاندازد . |
|
حال ببینیم نام پایتخت ایران را چگونه باید نوشت و معنای آن چیست ؟
| |||||
|
تهران در گذشته های دور بر خلاف تهران کنونی ، فرشی بود سبزفام از باغ ها و بستان های نفوذ ناپذیر که مأوای ساکنان غریبش ، در میان آنها قرار داشت . بنابراین تهران بی گذشته نیست . آثاری که در قلب تهران قدیم بر وجود ساکنان نخستین آن در اعصار ماقبل تاریخ شهادت دهند به فرض وجود بر اثر توسعه شهر از میان رفته است متأسفانه وقتی بطور تصادفی نشانه هایی از وجود این آثار پیدا شد به دلیل عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و نگرانی از کند شدن روند شهر سازی از میان رفت . با وجود این می توان گفت که زمین های واقع در بین کوه توچال در شمال ایران و چشمه علی در ری باستان در اعصار ماقبل تاریخ مسکونی بوده است . این سخن به دلایل باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی متکی است . |

