تبليغاتX
•●(نامور)●•
•●(نامور)●•
۩۞۩ موسسه همه کاره۩۞۩
سنت های نوروزی
سلام این اولین پستم تو سال ۸۶ سال نو هم برای چندمین بار مبارک ومیمون باد راستی من نمیدونم امسال سال چیه شما میدونین خوب این پستم راجع به سنت ها و مراسم نوروی بخوانید لذت ببرید و نگید کجای وبلاگ ما فرهنگی اینم از فرهنگی خوش باشید ...        (بچه ها من رفتم مسافرت تا بیستم برگشتم حتما سفرنامه نوروزی سال ۸۶ رو مینویسم پس روز بیستم اپم بیاید )                                                           

                    

   

نذری پزان

سفره هفت سین

سمنو پزان

تحویل سال

پیشواز عید

پاشیدن آب

عید نوروز از جنبه دینی و اسلامی

نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد . مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمودند : در این روز ( نوروز ) کشتی حضرت نوح بعد از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت .
در این روز فرشته وحی بر حضرت رسول ( ص ) نازل شد و پیام پیامبری بدو داد ( عید مبعث ) این روزی است که پیامبر اسلام ( ص ) بت های کفار قریش را در مکه شکست و روزی که حضرت ابراهیم نیز بت های کافران را شکست .
همان روزی است که حضرت رسول ( ص ) در بین ملکه و مدینه صحابه را به دور خود جمع کرد و به آنها مسأله جانشینی حضرت علی ( ع ) را بعد از خویش ابلاغ نمود ( عید غدیر ) .
باز در همین روز بود که حضرت رسول ( ص ) مولای متقیان علی ( ع ) را فرستاد به وادی جنیان که از ایشان بیعت از برای او بگیرد .
در این روز بعد از کشته شدن عثمان ، مردم با امام علی ( ع ) بیعت کردند و بدین سان خلافت به امیرالمومنین علی ( ع ) بازگشت .
امام جعفر صادق ( ع ) به یکی از صحابه خود می فرمایند : این روز را عجمان حفظ کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما را عریان آن را ضایع کردید و باز بدو فرمودند : در این روز غسل بکن و پاکیزه ترین و بهترین جامعه خویش را بپوش و با بهترین بوها خود را خوشبو ساز .

 

 

نوروز و پاشیدن آب به یکدیگر

در گذشته رسم بر این بود که در روز نوروز مردمان به یکدیگر آب می پاشیدند و شادمانی می کردند . ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید : سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش ، پرواز دهد در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت : در این آسمان از برای من کاشانه ای است چند تخم در آن که امید من است . از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت چون این کرد پرستو برای قدردانی ، از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد . این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه ها رد و بدل کنند
در مورد فلسفه پاشیدن آب به یکدیگر در روز نوروز در گذشته ، مرحوم مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که : و این روزی است که خدا حیات بخشد چندین هزار کس را که از مرگ گریختند یعنی از طاعون و به یک دفعه خداوند قهار ایشان را می راند پس بعد از مدت ها که استخوان شده بودند پیغمبری از پیغمبران خدا بر آن استخوان ها گذشت و از پروردگار خود سوال کرد که به او بنماید که چگونه این استخوان های پوسیده را زنده می گرداند . پس خدا وحی فرستاد به سوی او که آب بریزد بر استخوان های آنها در همان جاهای خود که هستند پس چنین کرد و همه به قدرت الهی زنده شدند و به این سبب سنت شد که آب بر یکدیگر بریزند و در این روز غسل کنند .
در مقابل این روایات ایرانیان نیز داستانی کهن دارند که از این قرار است : نخستین کسی که پیش از مسیح در گهواره سخت گفت « زو » از سلاطین پیشدادی ایران بود . در این هنگام قحطی و خشکی فراگیر بود و مردم در عسر به سر می بردند . و به همین خاطر « زو » در گاهواره به سخن آمده و از خداوند درخواست کرد که به مردم رحمت آورد . پس از درخواست وی باران بسیار فرود آمد و مردم و زمین ها سیراب گشتند . پس از این واقعه مردم این روز را نوروز نامیدند و هر سال فرا رسیدن آن را جشن گرفته و شادی ها کردند و بر روی یکدیگر آب ها پاشیدند .

 

 

پیشواز عید

 حدود بیست روز مانده به فرا رسیدن نوروز ، کم کم بوی بهار و عید در کوچه و بازار و خانه و کاشانه می پیچید و جنب و جوش عجیبی سراسر جان مردم را فرا می گرفت . مردم همگی آستین همت بالا زده و به غبار روبی خانه و کاشانه مشغول می شدند غبار حاصل از گذشت سالی و سیاهی زمستان را از چهره ارسی ها ، طاقچه ها ، خورشیدی ها و از روی در و دیوار تمامی قسمت های خانه ، مطبخ خانه ، مهتابی ها ، اطاق های سه دری و پنج دری ، اطاق های زاویه ، پستوها ، راهروها ، هشتی ها و خلاصه همه جا ، پاک می کردند پدر و مادرها به فکر تهیه رخت عید بچه ها بودند و بچه ها از شوق لباس های تازه و گرفتن عیدی بیقرار ، بازار نیز رنگ دیگری به خود می گرفت و سر و صدای بسیار از سراسر بازار به گوش می رسید . از جلمه کاسبانی که از همه بیشتر سرشان شلوغ می شد کلاه دوزها ، بزازها ، رزازها و کفاش ها بودند در روزهای نزدیک عید ، عده ای به منظور کسب و شادکردن مردم ، با نام حاجی فیروز در کوچه و خیابان ها به راه می افتادند این افراد با چهره هایی که آن را سیاه کرده بودند و لباس های رنگارنگ بر تن و کلاهی به سر و به همراه داریه زنگی که در دست داشتند و نواختن آهنگ های خود اشعاری را نیز می خواندند که موجبات شادی مردم را فراهم می آورد . با انجام این کارها به در دکان ها و جلوی مردم رفته و بابت شادکردن آنها پولی دریافت می کردند از جمله اشعاری که حاجی فیروزها می خواندند این دو سه بیت از محبوبیت بیشتری برخوردار بود .

حاجی فیروزه ، بله                                سالی به روز ، بله

ارباب خودم سلام و علیکم                     ارباب خودم سرتو بالا کن

ارباب خودم اخماتو واکن

ارباب خودم بزبز قندی                            ارباب خودم چرا نمی خندی

حاجی فیروزه بله                                  سالی یه روزه بله

 

 

تحویل سال نو

 به هنگام تحویل سال همه اعضای خانواده جامه های تازه خود را پوشیده و دور سفره هفت سین گرد می آیند . پدر بزرگ و مادربزرگ در بالای سفره و پس از آنها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره می نشینند . عقیده بر این است که به هنگام تخویل سال همگی باید به آینه نگاه کنند و پس از آن بزرگترین فرد خانواده قرآن را برداشته و اندکی از آن را می خواند . قبل از تحویل سال همه اعضای خانواده دعای تحویل سال را بارها زیر لب زمزمه می کنند :

یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال .

از دیگر عقاید این است که آینه ای را به صورت خوابیده در سفره قرار داده و تخم مرغی را روی آن قرار می دهند و می گویند که به هنگام تحویل سال این تخم مرغ تکان می خورد . این عقیده از آنجا سرچشمه می گیرد که قدما می گفته اند کره زمین بر روی شاخ گاوی قرار گرفته است و هر گاه که گاو خسته می شود کره زمین را از یک شاخش به سمت دیگر پرتاب می کند و این مواقع همان زمان تحویل سال است هنگام تحویل سال توپی شلیک می شد که از صدای آن همه متوجه تحویل سال نو می شندند که از صدای آن همه متوجه سال نو می شدند و آنگاه همگی به روبوسی مشغول شده و فرا رسیدن سال جدید را به یکدیگر تبریک می گفتند و پس از آنکه بزرگترها عیدی های کوچکترها را که معمولاٌ سکه و یا اسکناس بوده است از لای قرآن کریم درآورده و به آنها می دادند . پس از آن ، بسته به هنگام تحویل سال که اگر روز باشد فوراٌ افراد کوچکتر فامیل به دیدن بزرگترها رهسپار می شوند و معمولاٌ ناهار یا شام روز اول عید را در منازل بزرگان خویش صرف می کنند باز این عقیده حکمفرماست که در روز اول عید باید رشته پلو خورد تا به این وسیله در سال جدید سر رشته کارها دستشان آمده و تا پایان سال از دستشان خارج نشود .

 

 

سمنو پزان

قبل از فرا رسیدن نوروز یکی از اعمالی که کمابیش در گوشه و کنار انجام می شد مراسم سمنو پزان بود پختن سمنو با آداب خاصی انجام می شد و این سمنو پزان نه تنها قصدی بود برای درست کردن یکی از اجزای سفره هفت سین ، بلکه نذری بود برای برآورده شدن حاجات همچنین گذشتگان بر این عقیده بوده اند که سمنو توان و نیروی مرد خانه است و اگر به هنگام نوروز در خانه ای درست نشود . در سال جدید مرد خانه خواهد مرد نذری ها برای برآورده شدن نیازها و دست حاجتی به سوی خدا و معصومین و امامزاده ها بود . هر نوع نذری معمولاٌ به یک موضوع اختصاص داشت . مثلاٌ پختن شله زرد اختصاص به امام حسن (ع) ، آش شله قلمکار ویژه امام زین العابدین (ع) و سمنو نیز به فاطمه زهرا (س) اختصاص داشت . به عنوان مثال ، زنی برای بچه دار شدن و یا مادری برای گشایش بخت دخترش ممکن بود که چنین نذرهایی بکند نذر کنندگان هنگام خواستن حاجت خود چند سالی را مشخص و نیت می کنند که در صورت برآورد شدن خواهششان این چند سال را اقدام به پختن غذای مورد نظر بنمایند و گاهی هم زنان پیش از آنکه آرزویشان برآورده شود نذر خود را انجام می دادند عده ای از زنان که به خاطر دلایلی امکان پختن سمنو را نداشتند نذر می کردند که در پختن سمنوی کس دیگری که اقدام به این کار می کند شریک شوند و با او مساعدت کنند به عنوان نمونه نذر می کردند که بادام یا گندم سمنوی فلان خانم را تأمین نماید و برای صاحب سمنو پیغام می فرستادند که نذر ما فلان چیز است پس به هنگام پختن سمنو ما را هم خبر کنید .

 

 

سفره هفت سین

چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جداشدنی نوروز به حساب می آمده است معمولاٌ ساعتی به تحویل سال مانده ، ترتیب چیدن سفره هفت سین داده می شود . سفره هفت سین سفره ای است که در آن هفت نوع خوردنی که اول اسم آنها با سین شروع می شود در آن چیده می شود و علاوه بر آنها چیزه های دیگری نیز وجود دارد که بر سفره به نیات گوناگون گذشته می شود که از نعمت های خوردنی خداوند به شمار می آید از آن جمله :

سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو ، سبزی ، سرکه و برای تبرک یک سکه صاحب الزمان ، همچنین اشیاء دیگری نیز علاوه بر خوردنی ها بر سر سفره نهاده می شود مانند :

آینه شمعدان ، شمع ، قرآن کریم ، ماهی قرمز ، سبزه ، تخم مرغ رنگ کرده ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی .

 

 

نذری پزان

 یکی از مراسم و آداب مردم تهران قدیم ، پختن و توزیع انواع نذری ها میان اهل محل بود این نذرها عبارت بودند از پلو خورش ، شله زرد ، آش شله قلمکار ، حلوا به اضافه شربت و سایر مخلفات ، نذری پلو عبارت بود از پلوی ساده که گوشت و ادویه خورشت آن می گردید و وقتی آماده می شد تقسیم آن یا به وسیله قابلمه با بادیهای مسی بود و یا اینکه وقتی فقرا به در خانه نذری پز می آمدند پلو را در یک نان سنگک ریخته به دست طرف می دادند . عده ای هم بودند که علاوه بر اینها آش شله قلمکار و یا آش رشته و شله زرد نذر می کردند و بعضی هم بودند که فقط نان و ماست نذری آنان بود . بعضی از خانواده ها سمنو نذر می کردند و طرز پخت آن عبارت بود از مقداری گندم سبز شده که مقداری آرد به آن اضافه کرده و بعد فندق و بادام و گردوی پوست دار در آن می ریختند . نکته قابل ذکر این است که جماعتی از مردم تهران قدیم بودند که قبل از پختن نذری یک دیگ بزرگ در حالی که سینی بزرگی بر روی آن قرار داده بودند در جلوی خانه خود می گذاشتند تا هر کسی که میل دارد برای کمک به پختن آش نذری پولی به سوی سینی بیاندازد .
 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/01/05ساعت 12:21 توسط alireza |
معرفی ×تهران ------------طهران

وجه تمسیه تهران

حال ببینیم نام پایتخت ایران را چگونه باید نوشت و معنای آن چیست ؟
یاقوت حموی به سال 617ه.ق این نام را به عربی « طهران » نوشته و آن را با حرف « طای خطی » طبقه بندی کرده است . با این همه می گوید که این واژه ایرانی است و اهالی بومی آن را « تهران » تلفظ می کنند . زیرا به عقیده او آنها حرف « ط » در گویش خود ندارند . بنابراین در فارسی باید « تهران » نوشت و تلفظ کرد و « طهران » را برای عربی کلاسیک گذاشت . معنای واژه تهران بر اساس ریشه شناسی عامیانه ته + ران یعنی کسی که افراد یا حیوانات را به پیش می راند یا در اعماق زمین خانه دارد . بنا شده است و این امر در نوشته های یاقوت و زکریای قزوینی که می گوید تهرانی ها در خانه های زیر زمینی مأوا می گزینند تأمین شده است .
همچنین در مقایسه دو واژه تهران و شمیران ، بطوری که ( مکان مسطح یا دشت ) برای تهر+ان و (مکانی که در آن برکه یا مخزن آب وجود دارد ) برای شهر+ان و با معنای ( مکان گرم ) برای ته+ران و معنای ( مکان خنک یا سرد ) برای شمی+ران می توان تا حدی به وجه تسمیه تهران پی برد .

 


تهران در عصر افشاریه

 پس از فروپاشی صفویه و به روی کارآمدن افشاریه و به خصوص در زمان نادرشاه که پادشاهی خود را مشهد و خراسان قرار داده بود . تهران اهمیتی ثانوی یافت و شاه حکومت تهران را در سال 1253ه.ق به پسر ارشدش رضاقلی میرزا سپرد .

تهران در عصر ایلخانیان مغول

 در زمان حمله مغول شهر ری ویران شد و انبوهی از جمعیت آن قتل عام شدند . سپس گروهی از مردم این شهر به سوی قریه تهران مهاجرت کردند . کوشش هایی که ایلخان غازان ( 703-694ه-ق ) برای عمران شهر ری انجام دادند با شکست مواجه شد و ورامین نیز سرانجام به صورت تلی از خاک درآمد . اما تهران در قرن هشتم و نهم قمری از این رویداد به تدریج سود برد .
سفیر اسپانیا نخستین جهانگرد غربی که از تهران یاد کرده است در حالیکه برای ملاقات تیمور لنگ در سفر به سمرقند از تهران گذر می کرده شهر را بسیا وسیع و دلپذیر یافته و نوشته است که در یک قصر به او مسکن داده اند . این بنا بزرگترین ساختمان شهر بوده و تیمور لنگ هنگام عبور از تهران در این مکان فرود می آمده است . این قصر نخستین بنای معظم تهران است که در متون از آن یاد شده است .
منتهی الیه جنوب شرقی تهران در قرن نهم تقریباٌ در نزدیکی محلی بود که در حال حاضر بقعه سید اسماعیل در آن قرار دارد . محله چاله میدان فعلی به همراه امامزاده یحیی مرز شمال شرقی شهر را تعیین می کرده است . اقامتگاههای زیرزمینی ، خانه ها و بستانها با گردش به سمت غرب ، تا آنسوی امامزاده یحیی امتداد می یافتند و تا محل کاخ کنونی گلستان پیش می رفتند . این بخش ضلع شمال غربی مجتمع شهری عصر تیموریان را تشکیل می داده است .
 

 


تهران در عصر پهلوی

 در سال 1305 هجری شمسی با روی کار آمدن خاندان پهلوی حکومت قاجار به پایان رسید ولی تهران کماکان پایتخت ماند . با روی کار آمدن رضاشاه تغییرات فراوانی در زمینه های اجتماعی سیاسی بوجود آمد . ساخت های اقتصادی و ارتباطی و سرمایه گذاری های صنعتی در تهران شروع گردید . ایجاد راه آهن سراسری ، تقویت ارگانهای دولتی ، پیدایش ارتش ، بانک ها و وزارتخانه های جدید چهره تهران را به کلی دگرگون ساخته و به مهاجرت های داخلی دامن زده و موجب رشد و گسترش سریع تهران شد . شهر می بایست به سرعت تغییر می یافت تا با نیازهای جدید دولت مرکزی ، که در حال شکل گرفتن بود هماهنگ شود . شهر سنتی چون در میان حصار احاطه شده بود . مانعی بود در راه گردش سریع کالا و آمد و شد اشخاص از رو نخستین اقدام ، احداث دو محور شمالی – جنوبی و شرقی – غربی بود . قوانین بلدیه و تعریض توسعه معابر و خیابان ها تصویب شد و با به اجرا درآمدن این قوانین ، تهران این شهر کوچک پایان قرن نوزدهم ، صحنه مداخله های شهری مداوم و همه جانبه شد .
خیابان های جدید ( بوذر جمهری و خیام ) احداث و معابر اصلی تعریض شد . تخریب حصار تهران قدیم از 1311 ش . آغاز شد و در ساله های بعد خیابان های عریض کمربندی جانشین حصار شدند . در شمال شهر ، خیابان شاهرضا ( انقلاب ) ، در شرق ، خیابان شهباز ( 17 شهریور ) ، در جنوب ، خیابان شوش و در غرب ، خیابان سی متری نظامی ( کارگر ) احداث شدند . تهران در این دوران دارای مساحتی حدود 46 کیلومتر مربع و به عبارتی 11 برابر دوره فتحعلی شاه و 5/2 برابر دوره ناصرالدین شاه بود .
بر اساس طرح جدید تهران که توسط « وزارت داخله » تهیه شد . عملکرد های شهری جدید در هسته کهن شهر جای گرفت . ساختمان ها و محله قدیمی ارگ تقریباٌ به طور کامل تخریب شد و به جای آنها عمارات جدید دولتی ، نظیر کاخ دادگستری ، وزارت دارایی و ... ساخته شد . عمارت  گلستان و شمس العماره تنها بناهایی بودند که تخریب نشدند و بر جای ماندند .
دو خیابان چلیپایی ، معروف به خیابان های رضا خانی ( خیابان خیام و خیابان بوذر جمهری ) شکل نهایی خویش را یافتند و محله سنگلج کاملاٌ ویران شد و بعدها پارک شهر در آن محدوده احداث گردید .
دانشگاه ، بیمارستان پانصد تختخوابی ، ایستگاه راه آهن ، کارخانه چیت سازی و .... دیگر مراکز جدیدی بودن که در شمال و جنوب شهر مستقر شدند . ساختمان های دولتی از سمت شمال و غرب میدان توپخانه گسترش یافتند و معماری کاملاٌ جدیدی ، چه از نظر ترکیب و چه از نظر ابعاد ، عرضه شد . از این گونه بود بناهای پستخانه ، شهربانی کل کشور ، وزارت امور خارجه و ....
در حقیقت طرح 1316 تهران ، سبب توسعه راستین شهر و نیز منطقه نشد و الگویی به دست نداد . در عهد سلطنت محمدرضا پهلوی ، تهران به طور مسلم عمیق ترین دگرگونی های تاریخ کوتاه خود را از سر گذرانده است . شهر معمومی و پایتختی که حکومت مرکزی ضعیفی داشت و در پایان حکومت رضا شاه تحت اشغال بود . در سال 1357 یک شهر مهم بین المللی شده بود .
خانواده سلطنتی خانه های زیبای قدیمی خود را در مرکز شهر ترک کردند و به طور دایم در ویلاهای جدید شمال شهر سکنی گزیدند . این صعود محلات مرکزی و بسیار ثروتمند به شمال شهر موجب جدایی اجتماعی و سپس گسستگی سیاسی شد و به تجزیه پایتخت به دو بخش شمال و جنوب منجر شد . در شکل گیری تهران در عهد محمدرضا پهلوی سه دوره متمایز را می توان تشخیص داد :

-         تقویت جدایی شمال و جنوب شهر ، که در نقل مکان شاه به اقامتگاه های شمال شهر ( کاخ نیاوران ) تبلور می یابد .

-         تهیه طرح جامع که از طریق حاشیه ای کردن محلات قدیم و محدود کردن توسعه شهر به یک محدوده 25 ساله سعی شده شهر بر محوری شرقی – غربی سازماندهی شود .

-         آینده نگری در شمال تهران و احداث شهر بین المللی معتبر به نام شبستان پهلوی طی سه دهه و توسعه شهری در این چارچوب بسیار دوگانه که شمال و جنوب شهر را رو در روی قرار داد . تقابل های اجتماعی روزافزونی پدید آورد .

-         طی چهار سالی که دولت درگیر انقلاب سفید بود . تهران توسعه می یافت و طبق طرح شهر سازی در سال 1348 ، محور شهر و سازماندهی توسعه آن بر مبنای محور شرقی – غربی به سمت کرج در رأس امور قرار گرفت . این امر مسائل مربوط به سالم سازی محیط و حمل و نقل به مناطق صنعتی را ، که بیشترشان در مسیر آزاد راه کرج قرار دارند مطرح کرد .

طبق طرح جامع شهر سازی ، 9 قطب شهری بر مبنای محوری که در امتداد رشته کوه های البرز قرار داشت . سازماندهی می شدند این قطب های جدید شهری که بنی کرج و تهرانپارس پخش بودند .می بایست از طریق شبکه گسترده آزاد راه ها و یک خط مترو به یکدیگر متصل شوند : محله قدیمی اطراف ، بازار می بایست نوسازی شود و پس از جابه جایی غالب مراکز فعالیته های تجاری و صنایع دستی ، به صورت « مرکز قدیمی برای جهانگردان » در آید . برای آنکه وسایل حمل و نقل عمومی بازدهی داشته باشد . سرانجام تصمیم گرفته شد با ساختن ساختمان های جمعی مدرن به جای خانه های سنتی دو یا سه طبقه جمعیت مرکز شهر را بسیار متراکم کنند.
سرانجام آن که تهران می بایست از طریق جنگل کاری تپه های هزار دره در شرق پایتخت و شمال منطقه صنعتی تهران – کرج با فضای سبز محصور شود تا فضاهای کاری از مناطق مسکونی آنی واقع در دامنه البرز جدا شوند .
با احداث مجتمع های مسکونی عظیم ( لویزان ، شهرک غرب ) ، بزرگراه های شهری ، جنگل کاری و بستن کاراپهای مسافربری مرکز شهر در نزدیک بازار و خیابان امیرکبیر ، این پروژه ها به اجرا در آمدند . اما شهر از تحویل پیش بینی شده پیروی نکرد .
می دانیم که هر دوره بزرگ تاریخ ایران معاصر در شکل دهی به مرکز مدرن و جدیدی در پایتخت تبلور یافته است : سبزه میدان بین بازار و ارگ عهد قاجار توپخانه در زمان رضا شاه ، میدان فردوسی و سپس خیابان تخت جمشید در زمان محمدرضا پهلوی و در پایان شبستان پهلوی در تپه های عباس آباد بین شمیران و مرز شمالی تهران .
ثروت حاصل از صعود ناگهانی قیمت نفت به احداث خانه های تازه و ظهور محلات جدید در مناطق مسکونی طبقات متوسط ( گیشا ، لویزان ) و نیز فقیر نشین ترین محلات تهران سرعت بخشد .
در طرح جامع 1348ه.ش ایجاد محله جدیدی برای امور اداری ، سیاسی و بین المللی پیش بینی شده بود . این محله قرار بود در فضای بی نظیر و خالی 554 هکتاری شمالی خیابان عباس آباد ، بین دو خیابان بزرگی که تهران را به شمیران می پیوندند ایجاد شود . در این طرح احداث مجموعه بناهایی عظیم پیش بینی شده بود هدف این طرح احداث یک مرکز جدید برای تهران نبود بلکه ایجاد مجموعه ای بود که می بایست پایتخت با مظهر درخشان ایران شود .
سطح زیر بنا نمی بایست از 199 هکتار بیشتر شود . این بناها می بایست در میان فضاهای سبز وسیع و راه های ارتباطی و در طول محور پرعظمت شمالی – جنوبی و میدان مرکزی وسیع شاه و ملت احداث شوند . این میدان از میدان شاه اصفهان و میدان سرخ مسکو وسیع تر بود و به برگزاری مراسم بزرگ ملی اختصاص داشت و بناهایی برای دستگاه های اداری کشوری نظیر وزارتخانه ها ، شهرداری ها و بانک ها اختصاص یافته بود . همچنین فعالیت های فرهنگی نظیر موزه ها ، کتابخانه ها و همچنین سطوحی به کارهای تجاری بین المللی ، کالری ها و نمایشگاه ها و مراکز پذیرایی و سفارتخانه ها اختصاص یافته بود .
هر چند احداث مرکزی مدرن و سطح بالا برای توسعه آتی تهران ضرورتی مسلم بوده و هست . اما تأکید بی مورد و فقدان تدبیر و حتی جدی نبودن پروژه شبستان ، آن را سست و بی اعتبار کرد : چرا که خود دولت ظاهراٌ توانایی مالی ایجاد زیر بنا و احداث بناهایی را که قلب شهر جدید را تشکیل می دادند ، نداشت .
 

 


تهران در عصر صفویه

 در ابتدای حکومت صفویان ، تهران تفاوت زیادی با شهری که توصیف شده نداشت . احتمالاٌ در قرن نهم و اوایل قرن دهم ق . شهر ده تا پانزده هزار جمعیت و حدود دو هزار مسکن داشته است .
طبق برآورد های  « هر برت » که نخستین برآورد های تاریخ تهران را محاسبه کرده است در مجتمع شهری حدود سه هزار خانه قرار داشته است که در این دوران نیز به طور عمده زیرزمینی بوده اند .
اما شمار خانه هایی که روی زمین ساخته می شده رو به فزونی بوده است .
نخستین معمار تهران که وجود او تأیید شده به دوره صفوی تعلق دارد . او پدر حافظی تهران شاعر است . این معمار بدون تردید در ساختمان حصار شهر در سال 961ه.ق شرکت داشته و یا سرپرستی کارها را به عهده داشته است .
در نیمه نخست قرن دهم ه.ق طبقات عالی جامعه تهران را بزرگ زادگان ، کدخدایان ، رؤسا ، ثروتمندان و دیوانیان ، خطیب تهران و ملاها ، دست کم یک طبیب ، یک منجم ، یک تاجر ، و یک صراف تشکیل می دادند . شهر حداقل دو مکتب ، حداقل یک خوشنویس با دست کم یک نسخه نویس داشته است به حضور یک عطار و یک شاعر نیز اشاره رفته است .
با روی کار آمدن صفویان و بعد از آن دست کم تا قرن یازدهم ه.ق فضای سبز تهران در مقایسه با فضای ساخته شده آن همچنان برتری مطلق داشت در تمام کوچه های شهر جویبارهایی دیده می شد که همیشه آب فراوانی در آنها جاری بود و این جویبارها ، باغ ها را مشروب می کردند .درختانی که چنار نامیده می شوند سر به فلک کشیده تناور ، پر شاخ و برگ و بسیا زیبا بر خیابانها سایه می افکندند . تعداد زیاد این درختها باعث شد که « پیترو دولاواله » تهران را شهر چنارها بنامد .
 

 


تهران در عصر قاجار

 پس از آنکه آقا محمد خان قاجار تهران به عنوان پایتخت برگزید . دیوان دارالعماره را وسعت بخشید و عمارت خروجی را در ارگ سلطنتی بنا نهاد .
شهر تهران در این زمان 1500 نفوس داشت که از میان آنها 3000 نفر سپاهی بودند و مساحت شهر 5/7 کیلومتر مربع بود که فقط نیمی از آن ساخته شده بود کاح و باغ های سلطنتی به تنهایی یک چهارم مساحت شهر را اشغال کرده بود و از طریق خیابان های کالسکه رو به دروزاه های شهر منتقل می شد . در حالی که راه های دیگر تنگ و غالباٌ بن بست بود .
بدون هیچ تردیدی نخستین سازنده شهر تهران فتحعلی شاه است . این پادشاه که دستور تراشیدن تخت مرمر مشهور را داد . ارگ سلطنتی را با ساختن عمارت بادگیر و اندرونی آذین کرد . با احداث مساجدی چون مسجد شاه در بازار ( که ساختمان آن به سال 1256 ه.ق به پایان رسید ) . نیز مدرسه مروی و صدر ، سر در بازار و دروازه شاه عبدالعظیم در جنوب شهر نخستین بناهای عمومی لازم ساخته شد و تهران شکل اولیه یک پایتخت را به خود گرفت .
فتحعلی شاه فرمان داد تا قصر فجر ، معروف را با شکل هرمی ، باغ های مطبق خارج از حصار در سمت شمال ( محمدیه ، عباس آباد ) پرداختند .
نخستین وزیر محمد شاه ، حاجی میرزا به جهت عدم کفایت میزان آب قنات های قدیم ، دستور حفر قنات های تازه را صادر کرد و کانالی به طول 42 کیلومتر برای گذراندن بخشی از آب های رودخانه کرج به سوی وصفتارد ، یافت آباد و سپس تهران احداث کرد .
در تهران ساختمان مسجد حاجی رجال علی کار استاد محمد قلی آغاز شد و در سال 1256ه.ق امامزاده اسماعیل در بازار ساخته شد . نخستین نقشه تهران در این دوران (1275ه.ق) به توسط جهانگرد شرق شناس روسی برزین تهیه و به سال 1269ه.ق در مسکو منتشر شد .
شهر در این نقشه فضای عمومی بازی نداشت . تقریباٌ فاقد بناهای بزرگ بود و تنها فضای باز آن میدانی کوچک به نام میدان شاه بود که بین بازار و ارگ قرار داشت .
کاخ سلطنتی ارگ در ا ین زمان به عنوان شهری پیچیده درون شهر تهران باقی ماند و تا حصار شمالی پیش رفت که در آن دروازه های به نام عضدالدوله ساخته بودند که امکان دسترسی مستقیم به شهر سلطنتی را فراهم می آورد .
ضلع جنوی مسجد جمعه تهران و بازار بین این مسجد و مسجد شاه را که بین الحرمین می نامند از آثار دوران حکومت محمد شاه است . ناصرالدین شاه با برچیدن حصار قدیم و احداث استحکامات تازه و ساختمان ها و راه های آمد و شد ضروری تهران را بسیار تغییر داد . ظرف چند سال از بناها بهتر نگهداری شد و تهران رنگ و رویی تازه یافت . توسط امیرکبیر دارالفنون ، مدرسه آموزشی زبان های اروپایی و دروس فنی تأسیس شد و در سال 1284 هنگام افتتاح محدوده شهر ، تهران « دارالخلافه ناصری » نامیده شد و به صورت پایتختی واقعی در آمد . این زمان تهران تحت نفوذ تمدن غرب قرار گرفت و به دنبال آن نظام بوروکراسی بوجود آمد و ادارات حکومتی و دیوانخانه و سفارتخانه تأسیس شدند .
در این زمان اداره ای جهت رسیدگی به امور روشنایی و ارزاق عمومی در شهر تهران به دستور ناصرالدین شاه تأسیس گردید . پست خانه مبارک ، اداره گمرک و راه آهن ( ماشین دودی تهران – ری ) تأسیس شد . ناصرالدین شاه عده ای را مأمور ساخت تا برای پایتخت محدوده و نقشه ای جدید در نظر بگیرند که بر اساس آن اراضی جدید وارد محدوده تهران شد . وسعت شهر از شمال 1800 زرع و از جوانب دیگر هر کدام 1000 زرع وسعت پیدا کرد .
برج و بازوی شاه طهماسب صفوی خراب شد و با خاک آن خندق دور بازو را پر کردند و به تقلید از نقشه شهر پاریس ، شهر تهران به شکل هشت ضلعی غیر متساوی الاضلاع در آمد و 12 دروازه به دور شهر احداث شد و دور تا دور آن را خندق کشیدند .
این دروازه ها در سال 1308ه.ش تخریب شد ولی خاطره آنها در ذهن تهرانی ها تا امروز زنده مانده و برای نشان دادن محل کنونی آنها از نامشان استفاده می کنند . در شمال ، دروازه یوسف آباد ، دروازه دولت و دروازه شمیران ، در شرق ، دروازه دوشان تپه ، دروازه دولاب و دروازه خراسان در غرب ، دروازه باغ شاه ، دروازه قزوین و دروازه گمرک و در جنوب دروازه شاه عبدالعظیم ، دروازه غار و دروازه خانی آباد قرار داشته است .
در سال 1308ه.ق عبدالغفار ( نجم الملک ) که نقشه شهر جدید غربی را پس از نقشه « گرشیش » استاد اتریشی مدرسه دارالفنون به عنوان آخرین شواهد وجود شهر اسلامی ترسیم کرده است . جمعیت تهران را 250000 نفر اعلام می کند .
در نقشه عبدالغفار ، ترتیبات جدید شهر بسیار مهم  است . زیرا خیابان های مستقیم و کالسکه رو ( لاله زار و علاء الدوله ) در محلات جدید و ( امیریه و چراغ گاز ) در محل حصار قدیم صفوی احداث شده بودند و همچنین در شمال ارگ دو میدان مشق و توپخانه ( جایی که بعدها وزارت خانه ها در آن تأسیس شدند . در شمال محله سلطنتی بوجود آمده بود . این میادین به سرعت به شلوغ ترین نقطه شهر تبدیل شدند . نمایندگی های خارجی در این محلات پر دار و درخت ( محله دولت ) در بالای خیابان علاء الدوله که بعدها خیابان امین سلطان ، خیابان سفارتخانه و سپس خیابان فردوسی می شود . به سرعت مستقر می شوند اما قلب شهر هنوز همان بازار قدیمی است که مدخل آن همچنان در جنوب ارگ قرار دارد .
معظم ترین بناها در آن زمان مسجد و مدرسه سپهسالار ( میرزاحسین خان ) بوده که در جوار کاخ بهارستان یا مجلس شورای ملی ساخته شده است .
کاخهای سلطنتی یا خصوصی تنها بناهای زیبای شهر هستند :
عشرآباد در شمال ، شمس العماره در ارگ ، کاخ های صاحبقرانیه ، قصر یاقوت ، قصر فیروزه و دوشان تپه در خارج از حصار شهر .
قصر قاجار که در عصر فتحعلی شاه ساخته شده بود در آن هنگام رو به ویرانی نهاده بود . بازار با مساجد متعدد ، تکیه ها ، امامزاده ها و کاروانسراها همچنان قلب اقتصادی و اجتماعی شهر بود در حالی که مرکز سیاسی در ارگ قرار داشت .
در جنوب محله میدان ارگ که از کمی پیش درختکاری و به حوضی مزین شده بود و در آن زمان آغاز قرن بیستم « میدان شاه » نامیده می شد . مسجد خلل السلطان جای خود را به تکیه دولت معذوغ مب دهد . در شمال خیابان جدید اندروین در سال 1295 ق. خیابان زیبای الماسیه را می کشند که از بین اسلحه خانه جدید و مدرسه دارالفنون می گذرد و به طرف دروازه دولت سابق و میدان توپخانه می رود و در جنوب به باب همایون منتهی می شود . در این دوران برخی تجهیزات عمومی نظیر واگن اسبی ، ماشین دودی ، روشنایی گاز و نیروی برق در شهر پدیدار شد .
در آغاز قرن بیستم ، تهران به صورت بزرگترین شهر ایران در آمده بود . اما هنوز پایتختی بسیار معمولی بود که 250000 نفر جمعیت داشت .
در عهد آخرین سلاطین قاجاریه ، شهر تغییر مهم دیگری نکرد .
 

 


کریم خان زند و آقا محمد خان قاجار

 پس از انقراض سلسله افشاریه ، شهر مدتی عملاٌ در دست قبیله ای ترک به نام قاجار افتاد که قلمروشان در کوههای مازندران ، در چند ده کیلومتری شمال شرقی این شهر کوچک قرار داشت . در این زمان زندیه در ایران به حکومت رسیده بود . کریم خان زند عهده دار حکومت ایران شد . وی تهران را قبیله قاجار رقیب خود گرفت و بر آن شد که پایتخت خود را به آنجا منتقل کند . او ضمن مرمت حصار شهر که از حمله افغان ها صدمه دیده بود و بر پا کردن برج های دیدبانی در بیرون هر یک از دروازه های شهر ، بناهایی چند در محوطه ارگ سلطنتی بنا کرد .
کریم خان زند به علت درگیری با محمد حسن خان قاجار و نیز به خاطر دور کردن پایتخت خود را به شیراز منتقل کرد و تهران را به غفورخان واگذار کرد . غفوریان بعد از مرگ کریم خان به جهت آنکه به زندیه وفادار مانده بود بر سر شهر تهران با آقامحمد خان قاجار برخورد شدیدی پیدا کرد و در 27 شوال 1200ه.ق آقامحمد خان قاجار بر تهران مسلط شد و در روز 11 جمادی 1200 . آقا محمد خان قاجار به تهران ، که به این هنگام عملاٌ « پایتخت » ( قصر سلطنت ، دارالسلطنه و سپس دارالخائفه ) ایران شده بود ، وارد شد

 


سابقه تاریخی تهران

تهران در گذشته های دور بر خلاف تهران کنونی ، فرشی بود سبزفام از باغ ها و بستان های نفوذ ناپذیر که مأوای ساکنان غریبش ، در میان آنها قرار داشت . بنابراین تهران بی گذشته نیست . آثاری که در قلب تهران قدیم بر وجود ساکنان نخستین آن در اعصار ماقبل تاریخ شهادت دهند به فرض وجود بر اثر توسعه شهر از میان رفته است متأسفانه وقتی بطور تصادفی نشانه هایی از وجود این آثار پیدا شد به دلیل عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و نگرانی از کند شدن روند شهر سازی از میان رفت . با وجود این می توان گفت که زمین های واقع در بین کوه توچال در شمال ایران و چشمه علی در ری باستان در اعصار ماقبل تاریخ مسکونی بوده است . این سخن به دلایل باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی متکی است .
 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/10/07ساعت 23:19 توسط alireza |