بغض خنده

دیرگاهیست به کنار پنجره نرفته ام
دیرگاهیست به آسمان نگریسته ام
بی تعصب از شلاق زمانه نارضایتی را کنار گذاشته ام زجر را با شرم تبادل کرده ام
صورتم سرختر از همیشه از بس که سیلی خورده ام قصد بدگوئی نداشته ام !
طاقتم کم شده دلجوترین بوده ام همیشه امروز دلجوئی می خواهم
نمی یابم نیست باخود توان گفتن درد ندارم پس به بازی روزگار مشغولم
سلام به تمام دوستان خوبم وقتتون بخير خواهش ميكنم از كليه بخشها ديدن كنيد پشيمون نميشيد يك نظر هم براي دلخوشكنك بزاريد.
اگر نميتواني شاه راه باشي كوره راه باش...
اگر نميتواني خورشيد باشي ستاره باش...
با بردن باختن اندازهات نميگيرند...
پس هرچه هستي بهترين باش.

+ نوشته شده در شنبه 1387/03/04ساعت 1:42 توسط alireza |
